السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

456

تفسير الميزان ( فارسي )

هوسهاى دنيايى ، و زينتهاى فانى و ناپايدارش مىشوند ، رام نفس گشته ، نفس باسانى مىتواند از سركشى آنها جلوگيرى كند ، اينجاست كه آدمى آن چنان خدا را بندگى مىكند ، كه گويى او را مىبيند ، آرى او اگر خدا را نمىبيند ، بارى ، اين باور و يقين را دارد كه خدا او را مىبيند ، چنين كسى ديگر در باطن و سر خود هيچ نيروى سركشى كه مطيع امر و نهى خدا نباشد ، و يا از قضا و قدر خدا بخشم آيد ، نمىبيند ، و سراپاى وجودش تسليم خدا مىشود . در باره اين اسلام است كه خداى تعالى مىفرمايد : ( فَلا وَرَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ، ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ ، وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيماً ، نه به پروردگارت سوگند ايمان نمىآورند : ( يعنى ايمانشان كامل نمىشود ) مگر وقتى كه هم در اختلافاتى كه بينشان پديد مىآيد تو را حكم كنند ، و هم وقتى حكمى راندى در دل هيچگونه ناراحتى از حكم تو احساس نكنند ، و به تمام معنا تسليم شوند ) . « 1 » اين اسلام در مرتبه سوم است كه در مقابلش ايمان مرتبه سوم قرار دارد ، و آن ايمانى است كه آيات : ( قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ تا آيه وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ ) . « 2 » و نيز آيه * ( ( إِذْ قالَ لَه رَبُّه أَسْلِمْ قالَ : أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعالَمِينَ ) ) * و آياتى ديگر بان اشاره مىكند ، و اى بسا بعضى از مفسرين ، كه اين دو مرتبه را يعنى دوم و سوم را يك مرتبه شمرده‌اند . و اخلاق فاضله از رضا و تسليم و سوداگرى با خدا و صبر در خواسته خدا ، و زهد به تمام معنا ، و تقوى ، و حب و بغض به خاطر خدا ، همه از لوازم اين مرتبه از ايمان است . مرتبه چهارم از اسلام مرتبه چهارم از اسلام دنباله و لازمه همان مرحله سوم از ايمان است ، چون انسانى كه در مرتبه قبلى بود ، حال او در برابر پروردگارش حال عبد مملوك است در باره مولاى مالكش ، يعنى دائما مشغول انجام وظيفه عبوديت است ، آن هم بطور شايسته ، و عبوديت شايسته همان تسليم صرف بودن در برابر اراده مولى و محبوب او و رضاى او است . همه اينها مربوط بعبوديت در برابر مالك عرفى و بشرى است ، و اين عبوديت در ملك خداى رب العالمين عظيمتر و باز عظيمتر از آنست ، براى اينكه ملك خدا حقيقت ملك است ، كه در برابرش هيچ موجودى از موجودات استقلال ندارد ، نه استقلال ذاتى ، نه صفتى ، نه عملى ، آرى ملكيتى كه لايق كبريايى خداى جلت

--> 1 - سوره نساء آيه 65 2 - سوره مؤمنون آيه 1 - 3